آید بهار و پیرهن بیشه نو شود
نوتر برآورد گل اگر ریشه نو شود
زیباست روی کاکل سبزت کلاه نو
زیباتر آنکه در سرت اندیشه نو شود
منوچهر آتشی
شاهین مهاجری - گفتگوی هارمونیک
به هنگام تحقیق پیرامون تنبک نوازان عهد قاجار متوجه می شویم که متاسفانه به غیر از چند نوشته باارزش ٬ هیچ منبع دیگری درباره آنها دردست نیست. به عنوان مثال میرزا حبیب قاآنی شاعر عصر فتحعلیشاه و محمد شاه و اوائل سلطنت ناصرالدینشاه (متوفی 1270 هجری) در اشعار خود از سه تن به نامهای اکبر، احمد و بابائی نام برده است:
تارزن زاغی و ریحان و ملیخای یهود
تنبک گیر اکبری و احمدی و بابائی
از طرفی باید ذکر شود که اکثر اساتید موسیقی و خوانندگان و نوازندگان ماهر سازهای مختلف درقدیم همگی به تنبک آشنا و بعضی در آن تخصص داشتند. اساتید نوازنده تنبک اکثراً از نعمت صدای خوش بهره مند بوده و معمولاً خوانندگان تصنیف و اشعار ضربی بودند( خواندن تصنیف و اشعار ضربی و آهنگی قوه تشخیص ضرب می خواهد تا در موقع خوانندگی وزن را از دست ندهند و به اصطلاح از ضرب خارج نشوند).
در ذیل از نوازندگانی نام می بریم که در اواخر عصر قاجاریه (از زمان سلطنت ناصرالدینشاه) به بعد می زیسته و عنوان و شهرت داشته اند.
شاهین مهاجری - گفتگوی هارمونیک
مقدمه : از دیدگاه دیرین شناسی ، قبل از 100،000 سال و تا حدود 30،000 سال پیش گونه ای از انسان میزیست كه دارای اختصاصات اندام شناسی ، ژنتیكی و انسان شناختی متفاوت با انسان امروزی Homo sapien sapiens بوده است.
فسیل Homo sapiens neanderthalensis یا همان انسان نئاندرتال برای اولین بار در سال 1848 در غاری از ناحیه جبل الطارق مراكش و سپس در سال 1856در غاری در دره Neander در شهردوسلدورف آلمان كشف گردید.
از سال 1858 تاكنون بقایای 350 انسان نئاندرتال (مرد ، زن و كودك) در83 نقطه مختلف از جمله در غارهای كشورهای بلژیك ، فرانسه ، ایتالیا ، اسپانیا ، كروواسی ، عراق ، فلسطین ، ازبكستان و شبه جزیره كریمه (اوكراین) كشف گردیده است. ایران نیز بر اساس یافته های دیرین شناسی در مناطق مختلف مانند بلوچستان (آثاری باقدمت 80 تا 100هزار سال پیش) و غارهای كمربند و تویو در نزدیكی شهر بهشهر (چهار اسكلت با قدمت70هزار سال پیش) محل زیست انسانهای نئاندرتال بوده است.
آقای هدهدی با توجه به سخنرانی که در حوزه ی هنری گیلان در رابطه با تنبک نوازی داشتید ، محورهای اصلی این گفتگو را برای خوانندگان شرح دهید؟
موضوع محوری در این برنامه نشان دادن قابلیتهای ادوار موسیقی قدیم ایران و معرفی نوازندگان مطرح و بحث کوتاهی راجع به موسیقی کودک بود به همراه تک نوازی تنبک و همنوازی با سه تار که توسط دوست گرامی ام آقای عادل حسینجانی اجرا کردیم رساترین نوشته در مورد ریتم در موسیقی قدیم ایران در آثار عبد القادر مراغه ای در سه کتاب جامع الالحان و مقاصد الالحان و شرح ادوار وجود دارد و به نظر من توجه به ادوار ریتمیک موسیقی قدیم ایران و ترکیب آن با تکنیکهای زمان حاضر ، می تواند بسیاری از ادوار فراموش شده را دوباره احیا کند.
در رابطه با جایگاه سازهای کوبه ای در گروه نوازی توضیحاتی بفرمائید؟
سازهای کوبه ای به عنوان آلت تجسم ریتم از دیرباز مورد توجه بوده است ، بررسی رقص های آئینی نشان دهنده این است که سازهای کوبه ای تا چه اندازه دارای مقبولیت بوده و اقوام مختلف در سراسر دنیا از آن استفاده کرده اند . به طور اخص در گروه ، نوازنده تنبک نگاه دارنده ریتم است و هر نوازنده ای با توجه به تکنیکی که در اختیار دارد به اجرا می پردازد، در گروه نوازی ها معمولا برای تنبک نتی نوشته نمی شود و نوازنده تنبک اختیار بیشتری دارد که فنون خود را با توجه به هماهنگی هایی که با ملودی دارد نشان دهد.
شما چگونه به ساز تنبک علاقه مند شدید آیا در خانواده شما کسی با موسیقی آشنا هست ؟
فلک را جور بی اندازه گشتست
جهان را رسم و آئین تازه گشتست
هَزار امروز هم آواز زاغ است
گل از بی رونقی ها خار باغ است
نه خندان غنچه ، نه سرو از غم آزاد
نه گل خرم ، نه بلبل خاطرش شاد
غم دیرینه گر در سینه داری
چه غم گر باده ی دیرینه داری
دو چیز اَندُه بَرَد از خاطر تنگ
نی خوش نغمه و مرغ خوش آهنگ
فلک را عادت دیرینه این است
که با آزادگان دائم به کین است
میرزا نصیر اصفهانی ( قرن 12)
نت اين قطعه از لينك زير قابل دريافت است:
يكي به ما بگويد چه خبر است . خبرهاي عجيب و گاهي ضد و نقيضي در اين سه ماهه درباره ي موسيقي شنيده ايم كه فكر نمي كنيم هيچ تحليلگري بتواند نتيجه ي روشني از آنها بگيرد . خبرهايي كه يا هيچ خوب نبوده اند يا فقط خيلي بد نبوده اند. از يك طرف هنوز كنسرت هايي برگزار و سي دي هايي توليد و سفارش هايي براي ساخت آثار مناسبتي داده مي شود كه مي توانند به ما بفهمانند هنوز همه چيز خوب است ، همه چيز آرام است ، اما ، از طرف ديگر ، در تبريز و كرمانشاه از اجراي كنسرتهايي كه همه ي مراحل قانوني شان طي شده است جلوگيري مي كنند ، حرف هايي در باره ي منع تدريس موسيقي و اجراي كنسرت در فرهنگسراها و حذف برخي رشته هاي دانشگاهي زده مي شود و فرهنگستان هنر هم با قراردادها و همايش هاي موسيقي اش برخورد مي كند .
خوب واقعا چه خبر است ؟ آيا قرار است باز هم به موسيقي و اهل موسيقي اخم و تخم شود ؟ آيا قرار است تجربه هاي تلخ سي سال پيش تكرار شود ؟ آن هم با يكي به نعل و يكي به ميخ زدن و با تاكتيك گيج كردن و حيران كردن كه يكي بگويد : «بكن» ، يكي بگويد : «نكن» ، آن يكي بگويد : « كي گفت نكن ؟ ميگم بكن » و باز يكي ديگر بگويد : « غلط كرد هر كي گفت بكن ، من ميگم نكن » و ترفند حذف تدريجي و ذره به ذره كه اصلا نفهمي چي شد و يك هو برگردي ببيني نه از تاك نشان مانده است و نه از تاك نشان ؟ انشاء الله كه چنين نخواهد شد و مسئولين به خوبي فهميده اند كه حذف موسيقي ضررهاي جبران ناپذيري خواهد داشت و اساسا عملي نخواهد بود.
اگر واقعا هنوز كساني هستند كه تصور كنند مي شود موسيقي را – كه حرمتش هيچ قطعيتي در شرع مبين ما ندارد و همواره محل اختلاف علما بوده است – به راحتي و بدون تحمل خسارت هاي اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي حذف كرد ، مي شود براي متقاعد كردنشان فقط يك مثال كوچك زد . تصور كنيد موسيقي از برنامه هاي راديويي ( نمي گويم تلويزيوني كه به هر حال از جاذبه ي تصوير مي تواند سود ببرد ) حذف شود ، آيا در اين صورت هيچ شبكه اي ممكن است سر پا بماند؟ از « راديو پيام » كه اساسا متكي به موسيقي است صحبت نمي كنم. شبكه هاي ديگر هم كه به ظاهر اتكايي به موسيقي ندارند بدون آن هرگز نه ميتوانند جذابيت داشته باشند و نه ساعات برنامه ها را پر كنند ، آن هم برنامه هايي كه سال هاست همه مي دانند « آب بستن » به آنها هميشه با موسيقي ميسر شده است .از همان لحظات اول برنامه ، كه مجري يا مجريان خوش صداي فرشته سيرت سرشار از مهر و عطوفت فقط شش – هفت دقيقه به شنوندگان و دنيا و مافيها سلام مي كنند ، موسيقي به داد تهيه كننده مي رسد تا از عهده ي تعهدش به پر كردن زمان برنامه بر آيد. فكر مي كنيد فاصله ي سي ثانيه اي بين سلام به « شنوندگان عزيز و مهربان و خوب و خوش اخلاق »و سلام به « آسمان و زمين و مرغ و ماهي » ، اگر موسيقي نباشد ، با چه چيزي پر خواهد شد ؟ و بعد ، فاصله ي اين سلام آخر تا سلام به « آب و باد و خاك و آتش » و از آن تا سلام به « نيكي و مهرباني و عشق و حقيقت » بدون موسيقي ، آن هم موسيقي مفت و مجاني كه بدون رعايت حق مولف و ناشر پخش مي شود ، چه بلايي به سرش خواهد آمد ؟ تازه اين اول كار است. حالا نوبت به خود برنامه مي رسد كه سر تا پاي آن به زور يك صفحه مطلب نوشته شده دارد و بين هر خط يا جمله ي آن اگر مجري خوش صدا نگويد كه « خوب حالا شنوندگان عزيز و مهربان ، به يك قطعه موسيقي زيبا گوش دهيد» ، سر و ته برنامه در سه دقيقه به هم خواهد آمد. وقتي هم بالاخره آن يك صفحه مطلب – كه نصفش هم احتمالا مطالب دفترچه ي سي دي هايي است كه محتويات آنها مفت و مجاني پخش شده اند – با اين ترفندها به پايان مي رسد ، باز هم موسيقي به ياري تهيه كننده مي آيد تا معرفي همكاران ، از آبدارچي و نامه رسان گرفته تا صدابردار و كارگردان و خود تهيه كننده ، و تشكر از آنها – كه خدا اجرشان دهد ، پول گرفته اند ، كاري كرده اند يا سي دي خريده اند ، برنامه پر كرده اند – به لطف موسيقي پاياني هفت – هشت دقيقه اي طول بكشد و تهيه كننده با همان يك صفحه مطلبش كه اگر قرائت هم نمي شد به جايي بر نمي خورد رو سفيد شود . جالب اينجاست كه در اين حسن ختام مملو از تشكر ، حتي يك بار هم از ناشر و مولفي كه به يمن موسيقي به سرقت رفته ي آنها تهيه كننده ي محترم رو سفيد شده است تشكر نمي شود .
اين قضيه 90درصد برنامه هاي راديويي است . حالا مي توانيد تصور كنيد كه اگر موسيقي حذف شود ، چقدر اين برنامه ها آب خواهند رفت و چه مي ماند از شبكه هاي رنگ و وارنگ و چه نيروي كاري بيكار خواهد شد ، آن هم با چه تخصص هايي ! بعضي از اين مجري ها اگر شانس بياورند ممكن است در يك مهد كودك استخدام شوند و تهيه كننده ي بي تخصص و پر تلاش مجبور است چه كار كند نمي دانم.
حالا ممكن است هدف اين باشد كه موسيقي بماند اما در آموزش موسيقي و فعاليت هاي موسيقايي ، اعم از كنسرت و غيره ، تخته شود . اين ديگر فاجعه ي فرهنگي خواهد بود ، چون چنين كاري به اين معني است كه توليد موسيقي در داخل تعطيل و از موسيقي وارداتي براي برنامه هاي راديو استفاده شود . همين الان هم كودك ايراني ، به لطف سياست صدا و سيما كه از نشان دادن سازها اجتناب مي كند ، تار و سنتور را از هم تشخيص نمي دهد ، چه برسد به زماني كه ديگر كنسرت و آموزشگاه هم نباشد . و همين كودك ايراني تا بخواهد در صدها شبكه ي ماهواره اي گيتار برقي و كيبرد و ترمپت و فلوت مي بيند و تا بگوييد « موسيقي » ، پانصد تا اسم خواننده ي فرنگي برايتان خبر مي آورد . تازه اين چه چيز بد يا مشكوك به بد را ، اگر از شنيدنش ناگزير باشيم ، خودمان ، با فرهنگ خودمان ، توليد كنيم بهتر است يا فرنگي هايي كه هميشه از فرهنگ شان ناليده ايم و از هجوم فرهنگي شان ترسيده ايم و موسيقي شان را ، از آنجا كه هم موسيقي است و هم با فرهنگ آنها توليد شده است ، بد اندر بد دانسته ايم ؟
نميدانم . حقيقتا نمي شود فهميد چه خبر است . فقط اميدوارم تصور بعضي ها كه دولتي در سايه تشكيل شده است كه « بكن » هاي دولت آفتابي را به « نكن » تبديل مي كند و همه ي احتمالاتي كه مطرح كردم ناشي از بيماري اخير بنده و سوئ تفاهم و بد بيني بي دليل باشد. كسي بر ما ، به خاطر اين بدبيني احتمالي خرده نگيرد و اسم سياه نمايي روي آن نگذارد . وقتي سالهاست ما را بين « بكن » - « نكن » معلق كرده اند ، بعد از نزديك سي سال هنوز بايد خودمان را به مسئولان تازه موسيقي معرفي كنيم و توضيح دهيم كه چه نوليد كرده ايم و چه جايگاهي در داخل و خارج از كشور داريم ، و آخرش هم قلبمان را زير تيغ جراح برده ايم انتظار خوش بيني از ما نمي شود داشت.
فصلنامه موسيقي ماهور شماره 48 - محمد موسوی
مهدی ستایشگر
رسم است هر وزیری که پای بر منصب وزارت می گذارد ، به هنگام ورود به جایگاه خانه ی وزارت یا همان وزارت خانه ، هدیه ای می آورد اصحاب آن وزارت را تا مگر ، با مژده ی هدیه ی جدید ، بنواند تا مدتی کامکار ، بر گرده ی مخالفین استوار و البته بعد از مدتی ، بر آنان پیروز گردد و این بار گویا اصحاب هنر موسیقی بوده اند که در نقش اپوزیسیون اصلی وزارتی ، مخاطب مژده ی هدیه ی وزیر بوده اند ، زیرا پیام اصلی وزیر جدید در موضوع موسیقی بوده است و مژده ی هنری وزیر نیز که بعد از سی سال ، خبر مطرح کردن بحث موسیقی در درس خارج فقه مقام معظم رهبری داده اند، از آن جمله است که البته خبر امیدوار کننده و خوب است.اما جناب وزیر نگفته اند این بحث در کدام جهت است ، در تایید موسیقی و حل مشکل مراجع و روحانیان با موسیقی ، یا در جهت نفی آن.
با در نظر گرفتن قراین و شواهد، گمان نمی رود این بحث مطرح کردن موسیقی در درس خارج فقه وجهه ای از تایید این هنر داشته باشد ، زیرا همین چندی پیش بود که ایشان گفتند « ترویج موسیقی با مذاق اسلام سازگار نیست »
خواستگاه ترانه های کودکانه ، تخیلاتی ساده و کودکانه اند که با ذوق شاعر ، زیباترین احساس را بر می انگیزند و شادی برای کودک به ارمغان می آورند. در بستر شادی فراهم آمده ، سر زندگی و امید در ذهن کودک بارور می شود و ریتم ، این عنصر مهم موسیقی ، پیوندی پر مهر بین کودک و موسیقی بر قرار میکند. در این مجموعه با استفاده از تجسم ریتمیک شعرهای کودکانه یه کمک ساز تنبک ، سعی در ایجاد پیوندی حسی بین معلم و کودک گردیده و نگارنده اجرای آن به معلمین تنبک پیشنهاد میکنم ...
سعید هدهدی - تابستان ۱۳۸۸
مرکز پخش : موسیقی عارف ۳۳۹۱۷۷۸۴